تبليغاتX
دفتر پيشرفت وسياست گذاري دوراندیش

دفتر پيشرفت وسياست گذاري دوراندیش

     رفتار زاییده ساختار

چند روز قبل در جلسه ای فرهنگی یکی از حاضرین مطلبی گفت که فارغ از مباحث آن جلسه برگرفته از نگاهی است که  نسبتا عمومیت دارد و با توجه به زمینه ای که دراین مورد در ذهن داشتم تصمیم گرفتم مطلب این هفته را به نقد این نگاه اختصاص دهم و اما اول مطلب و بعد هم حواشی ما بر آن

در آن جلسه یکی از دوستان ما در ضمن صحبت های خود گفت "... به  نظر من 95درصد مشکلات این اداره به خاطر رئیس اداره است!..."

البته بنده در همان جلسه مخالفت خود را با این گزاره هم در آن مورد خاص، و هم بطور کلی اعلام کردم و مختصر به ایشان گفتم "به نظرم اصولا این بیان که اکثریت مطلق مشکلات یک مجموعه به دست مدیر آن بوجود آمده بیان درستی نیست، مگر اینکه واقعا آن سازمان در قهقرای سقوط و انهدام باشد، وگرنه این برای یک سازمان معمولی تقریبا غیرممکن است " و شرح آن ماند برای این نوشته.

از دیدگاه سیستمی رفتار (Behavior) یک سازمان زاییده ساختار (یا ساخت های سازمانی: Structure) آن است، به این ترتیب که هر رفتاری که از سازمان ناشی می شود، در نتیجه ساختار کلی یا بخشی از ساختار سازمانی است که در قبال شرایط و محرک های محیطی فعال شده است، این ساختار مجموعه ساخت های سازمانی است که سازمان به کمک آن محیط را درک می کند، تصمیم گیری می کند، اقدام می کند و اثر اقدام خود بر محیط را رصد می کند و دوباره تصمیم می گیرد. مولفه های متفاوتی  این ساختار را تشکیل می دهند که مدیران (و حتی مجموعه پرسنل سازمان) یکی از این مولفه ها هستند، مثلا روابط درون سازمانی مولفه بسیار مهمی در شکل دادن رفتارهای سازمان است، یعنی اینکه چرخه درک- تصمیم- اقدام- بازخور چگونه و از طریق چه فرآیند و مسیری در سازمان اتفاق می افتد. طبیعی است که رفتار سازمان از این چرخه ناشی می شود و مدیر یکی از اجزاء این چرخه است که نتایج کار بخش های قبل از خود را می گیرد و تصمیم خود را به بخش های بعدی منتقل می کند تا اقدام شود(اجزاء این چرخه لزوما متناظر یک بخش خاص سازمانی نیستند و ممکن است در سازمان پراکنده و یا حتی مفقوده باشد)، بنابراین اسناد دادن قاطبه مشکلات سازمان به عملکرد مدیر دور از واقع است، چه بسا خود مدیر نیز درون سیستم سازمانی هضم شده است و آنطور که مکانیزمهای فعال شده در سازمان به او دیکته می کند عمل می کند. روشن است که برای اصلاح عملکرد سازمان هم باید بیش از آن که به فکر تغییر شخص مدیر باشیم، باید به فکر اصلاح ساختار سازمان باشیم.

یادآوری یک نکته در پایان هم مفید است، منظور از تاکید بر اهمیت زیاد ساخت های سازمانی کم اهمیت انگاشتن نقش مدیر و تقلیل آن به شخصی که صرفا وظایف مدیریتی خاصی برعهده دارد و در چارچوب سازمانی باید آن ها را انجام دهد و در واقع نادیده گرفتن ابعاد شخصیتی بالاترین مسول سازمان نیست چه اینکه اکثر الگوهای غربی نقش مدیر را بی توجه به ابعاد درونی و انسانی مدیر، ترسیم می کنند و حال اینکه  در بینش اسلامی هر شخصی که در مصدر امور قرار می گیرد باید واجد کمالاتی باشد تا بتواند سازمان را در مسیر صحیح هدایت کند. در واقع کمالات شخصیتی مدیر ضامن قرار گرفتن سازمان در مسیر صحیح است، و در این مسیر صحیح است که  اصلاح ساختار سازمانی -که در نوشته حاضر بر آن تاکید کردیم- می تواند به نفع سازمان و جامعه نتیجه دهد.


نوشته شده توسط ذاكر در سه شنبه هفدهم آذر 1388 ساعت 17:29 | لینک ثابت |

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ rdo محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط یاس تم