| چند روز قبل در دانشگاه اطلاعیه دیدم که دعوت به ارائه ایده در خصوص "ارتباط دانشگاه و صنعت" –طبیعتا منظور توسعه این ارتباط است- می کرد، با زمینه قبلی که به نوعی در ارتباط با همین موضوع در ذهن داشتم، این اطلاعیه نظرم را جلب کرد. آن زمینه، بخشی از صحبت های رهبری در دیدار اخیر با نخبگان بود، آن جا که بیان کردند "چرا ما گفتیم کرسی آزاداندیشی در دانشگاه ها راه بیاندازید این کار را نکردید؟" راستش این جمله عتاب آمیز که خود را مخاطب آن می دانم، ذهن مرا مشغول خود کرد. شاید بتوان در توجیه ارتباط دو موضوع فوق –"ارتباط دانشگاه و صنعت" و "کرسی آزاداندیشی" – بتوان این گونه گفت که دو انتظار اصلی که از دانشگاه می رود و یا به تعبیر صحیح تر دو کارکرد اساسی دانشگاه، اول تولید علم بومی و دوم ارائه راه حل علمی برای مسائل فعلی و آتی صنعت –و بطور کلی مجموعه کسب و کار- است، روشن است که کرسی آزاداندیشی تدبیری برای کارکرد اول و ارتباط دانشگاه و صنعت برای کارکرد دوم است. هرچند ارائه یک ایده برای مسئله پیچیده ای آن هم با این کلیت کار مشکلی است، اما این نوشته را به بیان نکته ای کوچک اما مهم در این ارتباط اختصاص می دهم.
منظور از ارتباط دانشگاه و صنعت چیست؟ آیا اصولا هر ارتباطی میان این دو نهاد مطلوب است و یا این ارتباط در صورتی که حائز ویژگی هایی باشد، مطلوب است؟ مسلما آن چه از ارتباط دانشگاه و صنعت منظور و مطلوب است ارتباطی است در واقع میان دانشگاه به عنوان "نهاد تولیدکننده علم و فناوری" و صنعت به عنوان "نهاد استفاده کننده علم تکنولوژی در جهت توسعه محصولات یا خدمات خود". بنابراین به میزانی که هریک ازدو نهاد بالا از وظیفه اصلی خود منحرف شده باشند، ارتباط میان آن دو نیز دچار تنزل می شود. در واقع چنین ارتباطی نه سبب توسعه خلاقیت و نوآوری در دانشگاه می شود و نه باعث حل مسائل صنعت، بلکه سبب ایجاد مشغولیتی می شود برای طرفین تا بالاخره بیکار نباشند! اگر فعالیت علمی دانشگاه در جهت توسعه علوم و فناوری مورد نیاز صنعت نباشد و یا اگر صنعت خود را نیازمند روش ها و فناوری های نو برای حل مسائل و توسعه خود نداند، طبیعتا رابطه میان این دو دیگر نه ضرورت بلکه اختیاری است و این شاید اصلی ترین دلیلی است که در کشور ما مساعی که در جهت توسعه این ارتباط می شود از جنس وصله و پینه و بالاخره به زحمتی این دونهاد را سر یک میز نشاندن است، نه رابطه ای که با زمینه سازی های مقدماتی خودبخود شکل گیرد و توسعه یابد –که یک ارتباط اصولی چنین باید باشد-. علم اقتصاد مدام این نکته را به ما گوشزد می کند که در دو سر هر رابطه و تعاملی عرضه و تقاضاست و تنها راه فعال شدن یک رابطه به طور پایدار این است که هر دو سر عرضه و تقاضا درست کار کنند. یعنی در موضوع مورد بحث ما، صنعت تقاضا برای فناوری و روش های نوین داشته باشد و یا به تعبیری به فکر توسعه و بهبود باشد تا خودبخود نیازمند فناوری های نوین باشد و دانشگاه نیز قدرت فهم مسائل صنعت و توان علمی پاسخگویی به آن ها را داشته باشد.
متاسفانه صنعت و دانشگاه ما هر دو فاصله قابل توجهی از کارکردهای اصلی و اساسی خود دارند و لذا این نکته در فهم درست ماجرای ارتباط دانشگاه و صنعت بسیار مهم است تا افرادی که در این حوزه فکر می کنند، میان ارتباط اصولی و ارتباط سرگرم کننده تمیز دهند. طبیعتا اگر چندمیلیارد تومان قراداد هم میان صنعت و دانشگاه منعقد شود، اما مسائل موضوع قرارداد مسائل واقعی و مورد نیاز صنعت نباشد، یا روش انجام کار و ارائه پاسخ به مسائل صنعت روش علمی و معتبر نباشد، فی الواقع رابطه ای میان صنعت و دانشگاه شکل نگرفته است.
این ازبیان مجمل ونارسای این قلم از مشکل موجود در جهت ارتباط دانشگاه و صنعت، و البته میدانیم که این هنوز قدم اول است و طرح مسئله و ما نمی خواهیم از آن ها باشیم که صرفا بر کاستی ها تاکید می کنند و دستشان از راه حل تهی است! بلکه سعی نمودم از فضای ارتباط دانشگاه و صنعت تبیینی شفاف تر ارائه دهم که می تواند در فکر کردن به این حوزه و چاره اندیشی برای آن راهنما یا راهگشا باشد. بعلاوه اینکه هرچند به گمان بنده این مشکل در نوع دانشگاه ها و صنایع کشور حاکم است اما در عین حال موارد استثنایی هست مانند تکنولوژی های نو –مثل نانو فناوری و انرژی هسته ای- که در آن ها فاصله صنعت و دانشگاه کمتر است و ارتباط اصولی تر و کارگشاتر. نوشته شده توسط ذاكر در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 ساعت 13:45 | لینک ثابت |
|