تبليغاتX
دفتر پيشرفت وسياست گذاري دوراندیش

دفتر پيشرفت وسياست گذاري دوراندیش

     ماشين سازي پليمري؛ چالشها و راهبردها

صنعت ماشين سازي را مي توان از جمله صنايع مادر و اساسي در بخش هاي گوناگون صنعت به شمار آورد زيرا براي توليد قطعات گوناگون و انجام فرآيندهاي مختلف هر صنعت نيازمند ماشين آلات خاصي هستيم. از جمله صنايع مهم و كليدي كشور ما -و البته جهان امروز- كه نياز وافري به ماشين آلات دارد، صنعت پتروشيمي، و خصوصاً صنايع پايين دستي پتروشيمي است، زيرا محصولات به دست آمده از صنايع بالادستي پتروشيمي، تا زماني كه توسط ماشين آلات، تحت فرآيند قرار نگيرند و به اَشكال مورد نياز بازار و مصرف كننده در نيايند، از سويي قابل عرضه به مصرف كننده نهايي نيز نيستند و از سوي ديگر ارزش افزوده پاييني دارند. از اين رو با توجه به گسترش صنعت پتروشيمي در كشور، و ارزش افزوده بالاي آن و نيز نيازمندي روزافزون به قطعات پليمري و فرآيند كردن پليمرها، صنعت ماشين سازي پليمري از اهميت فوق­العاده اي در اقتصاد و پيشرفت صنايع پايين دستي پتروشيمي برخوردار است. صنعت ماشين سازي پليمري و تجهيزات وابسته به آن، صنعتي با ارزش افزوده بالا (گاهي تا 100 برابر ارزش مواد اوليه) است كه با فضايي كوچك، سرمايه اي متوسط، و كمي خلاقيت و ابتكار مي تواند آغازگر كاري اقتصادي، سودآور، و با اشتغال زايي قابل توجه باشد.

مجموعه آمارها و گزارش ها نشان مي دهد كه در حال حاضر نياز كشور به ماشين آلات پليمري و تجهيزات وابسته به آن، حدود 1200 تا 1500 دستگاه در سال است كه علي رغم پيشرفت و رشد مناسب و بازار مطلوب در چند سال گذشته، به دلايلي بخش اعظم آن از طريق واردات (خصوصاً از چين) تأمين مي شود و توليدكنندگان داخلي بازار خود را از دست داده اند و بسياري هم اعلام ورشكستگي كرده اند.

به رغم حمايت ها و تلاش هايي كه در سال هاي اخير از سوي وزارت صنايع، و نيز انجمن صنفي براي بهبود وضعيت اين صنعت صورت گرفته است، بخشي از مهم ترين مشكلات در صنعت توليد ماشين آلات پليمري و تجهيزات وابسته كه عموماً از سوي فعالان اين صنعت مطرح مي شود، بدين شرح است: ورود بي رويه و بي برنامه ماشين آلات بي كيفيت چيني، ضعف قوانين و سوءاستفاده از قوانين موجود، فقدان يا عدم دسترسي به نيروي كار ماهر و حتي ساده، كمبود سرمايه در گردش و عدم دسترسي به تسهيلات دولتي، عدم بهره مندي از فناوري هاي نوين در توليد ماشين آلات، حضور پررنگ و تعيين كننده واسطه ها در تأمين مواد اوليه، فقدان برخي از صنايع پيشين و پسين براي تكميل زنجيره اقتصادي و وابستگي به واردات، نبود ماشين آلات تخصصي و عدم توان سرمايه گذاري در تهيه آنها، همكاري هاي بين بنگاهي بسيار اندك در توليد و بازاريابي و فروش، وجود جو رقابت شديد، فقدان مراكز تخصصي تحقيق و توسعه، عدم امكان فروش ماشين آلات با مهلت زماني بالا، عدم ارتباط مؤثر با مراكز علمي و آموزشي، اختيارات و تأثيرگذاري پايين انجمن صنفي.

همچنين عدم برنامه ريزي براي بازار داخل و صادرات از يك سو، و عدم وجود همكاري و پيوندهاي بين بنگاهي و جو رقابت داخلي شديد، موجب شده است كه اين صنعت به رغم تلاش هاي ساليان گذشته دولت و صنعتگران، در رقابت با محصولات خارجي دچار مشكلات عديده اي گردد.

 مهم ترين اصل در حل مسئله، حاكميت نگرش زنجيره اي بر صنعت ماشين سازي است. در اين نگاه به تكميل حلقه هاي مفقود زنجيره توليد نظير صنايع پيشين و صنايع پسين و تحقيق و توسعه و ... توجه مي شود و به گونه اي سعي در رفع مشكلات دارد كه مشكل تازه اي ايجاد ننمايد.

از آنجا كه حيات توليد به بازار وابسته است، نخست بايد ريشه هاي مشكلات كنوني (در دو بخش دولتي و خصوصي) و قوانيني كه سوء استفاده از آنها منجر به غلبه واردات بر توليد داخلي شده است را به خوبي شناسايي كرد، و سپس همزمان با اقدام براي رفع اين مشكلات (با اولويت ضابطه مند ساختن واردات ماشين آلات)  براي حمايت از توليد و بازار داخلي و صادرات برنامه ريزي كرد. و در انجام اين اقدامات تمام جوانب امر را به صورت زنجيره اي از عوامل سنجيد تا مشكل جديدي پديد نيايد.

 

براي رفع مشكلات با چنين نگرشي، پيشنهادهاي زير قابل بررسي است:

1)       يافتن و رفع مشكلات و خلأهاي قانوني كه به برخي بنگاه ها اجازه واردات ماشين آلات با تعرفه غيرقانوني را مي دهد، تعرفه هايي كه براي موارد خاصي وضع شده اند و از آنها سوء استفاده مي شود.

2)       برنامه ريزي براي حمايت از توليد براي بازار داخل و صادرات، خصوصاً صادرات به عراق، افغانستان، و كشورهاي آسياي ميانه.

3)       حمايت هاي نتيجه گرا از توليد در اين صنعت. اين حمايت ها مي تواند به ازاء توليد هر ماشين به توليد كننده يا خريدار محصول داخلي تعلق گيرد كه در هر صورت به نفع توليدكننده خواهد بود. البته بايد توجه داشت كه اين حمايت ها بايد هدفمند و به گونه اي باشد كه صنعتگران را به همكاري و تقويت يكديگر در مقابل رقباي خارجي ترغيب كند و موجب استقلال آنها از دولت در برنامه اي مشخص گردد.

4)       همكاري با انجمن در راستاي راه اندازي مركز آموزش تخصصي به منظور رفع مشكلات كمبود نيروي كار.

5)       فرهنگ سازي در شناسايي رقيب واقعي، ترغيب صنعتگران به كار گروهي و روابط بين بنگاهي، آشنا ساختن ايشان با مزاياي كار جمعي و تجميع هزينه ها، صرفه هاي مقياس، و در يك كلام فرهنگ سازي در راستاي ترويج كار جمعي.

6)       تصويب و اجراي قوانين لازم، و انجام اقدامات ترويجي و حمايتي و تشويقي براي افزايش همكاري هاي بين بنگاهي مانند همكاري هاي كنسرسيوم خريد، فروش با نام تجاري مشترك، خدمات پس از فروش مشترك، تشكيل خوشه ها، تحقيق و توسعه، سرمايه گذاري مشترك براي تهيه و توليد با فناوري هاي جديد توليد، و ...

7)       استفاده از پتانسيل و تجربه انجمن صنفي و برخي بنگاه ها در افزايش همكاريها خصوصاً در زمينه طراحي و مهندسي كه برخي بنگاه ها براي ارائه آن و برخي ديگر براي دريافت آن اظهار تمايل نموده اند.

البته پيشنهاد مي شود با توجه به اينكه دولت نمي تواند به تنهايي عهده دار همه امور شود، نقش هاي غير حكومتي خود را در اين زمينه واگذار كرده و از نيروهاي خارج از بدنه خود به منظور پياده سازي سياست هاي خود با نگاه زنجيره اي بهره گيرد.
نوشته شده توسط فكور در سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388 ساعت 14:14 | لینک ثابت |

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ rdo محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط یاس تم