مجموعه آمارها و گزارش ها نشان
مي دهد كه در حال حاضر نياز كشور به ماشين آلات پليمري و تجهيزات وابسته به آن،
حدود 1200 تا 1500 دستگاه در سال است كه علي رغم پيشرفت و رشد مناسب و بازار مطلوب
در چند سال گذشته، به دلايلي بخش اعظم آن از طريق واردات (خصوصاً از چين) تأمين مي
شود و توليدكنندگان داخلي بازار خود را از دست داده اند و بسياري هم اعلام ورشكستگي
كرده اند.
به رغم حمايت ها و تلاش هايي كه
در سال هاي اخير از سوي وزارت صنايع، و نيز انجمن صنفي براي بهبود وضعيت اين صنعت
صورت گرفته است، بخشي از مهم ترين مشكلات در صنعت توليد ماشين آلات پليمري و
تجهيزات وابسته كه عموماً از سوي فعالان اين صنعت مطرح مي شود، بدين شرح است: ورود
بي رويه و بي برنامه ماشين آلات بي كيفيت چيني، ضعف قوانين و سوءاستفاده از قوانين
موجود، فقدان يا عدم دسترسي به نيروي كار ماهر و حتي ساده، كمبود سرمايه در گردش و
عدم دسترسي به تسهيلات دولتي، عدم بهره مندي از فناوري هاي نوين در توليد ماشين
آلات، حضور پررنگ و تعيين كننده واسطه ها در تأمين مواد اوليه، فقدان برخي از
صنايع پيشين و پسين براي تكميل زنجيره اقتصادي و وابستگي به واردات، نبود ماشين
آلات تخصصي و عدم توان سرمايه گذاري در تهيه آنها، همكاري هاي بين بنگاهي بسيار
اندك در توليد و بازاريابي و فروش، وجود جو رقابت شديد، فقدان مراكز تخصصي تحقيق و
توسعه، عدم امكان فروش ماشين آلات با مهلت زماني بالا، عدم ارتباط مؤثر با مراكز
علمي و آموزشي، اختيارات و تأثيرگذاري پايين انجمن صنفي.
همچنين عدم برنامه ريزي براي
بازار داخل و صادرات از يك سو، و عدم وجود همكاري و پيوندهاي بين بنگاهي و جو
رقابت داخلي شديد، موجب شده است كه اين صنعت به رغم تلاش هاي ساليان گذشته دولت و
صنعتگران، در رقابت با محصولات خارجي دچار مشكلات عديده اي گردد.
مهم ترين اصل در حل مسئله، حاكميت نگرش زنجيره
اي بر صنعت ماشين سازي است. در اين نگاه به تكميل حلقه هاي مفقود زنجيره توليد
نظير صنايع پيشين و صنايع پسين و تحقيق و توسعه و ... توجه مي شود و به گونه اي
سعي در رفع مشكلات دارد كه مشكل تازه اي ايجاد ننمايد.
از آنجا كه حيات توليد به بازار
وابسته است، نخست بايد ريشه هاي مشكلات كنوني (در دو بخش دولتي و خصوصي) و قوانيني
كه سوء استفاده از آنها منجر به غلبه واردات بر توليد داخلي شده است را به خوبي
شناسايي كرد، و سپس همزمان با اقدام براي رفع اين مشكلات (با اولويت ضابطه مند
ساختن واردات ماشين آلات)براي حمايت از
توليد و بازار داخلي و صادرات برنامه ريزي كرد. و در انجام اين اقدامات تمام جوانب
امر را به صورت زنجيره اي از عوامل سنجيد تا مشكل جديدي پديد نيايد.
براي رفع مشكلات با چنين نگرشي،
پيشنهادهاي زير قابل بررسي است:
1)يافتن و رفع
مشكلات و خلأهاي قانوني كه به برخي بنگاه ها اجازه واردات ماشين آلات با تعرفه غيرقانوني
را مي دهد، تعرفه هايي كه براي موارد خاصي وضع شده اند و از آنها سوء استفاده مي
شود.
2)برنامه ريزي
براي حمايت از توليد براي بازار داخل و صادرات، خصوصاً صادرات به عراق، افغانستان،
و كشورهاي آسياي ميانه.
3)حمايت هاي
نتيجه گرا از توليد در اين صنعت. اين حمايت ها مي تواند به ازاء توليد هر ماشين به
توليد كننده يا خريدار محصول داخلي تعلق گيرد كه در هر صورت به نفع توليدكننده
خواهد بود. البته بايد توجه داشت كه اين حمايت ها بايد هدفمند و به گونه اي باشد
كه صنعتگران را به همكاري و تقويت يكديگر در مقابل رقباي خارجي ترغيب كند و موجب
استقلال آنها از دولت در برنامه اي مشخص گردد.
4)همكاري با
انجمن در راستاي راه اندازي مركز آموزش تخصصي به منظور رفع مشكلات كمبود نيروي
كار.
5)فرهنگ سازي در
شناسايي رقيب واقعي، ترغيب صنعتگران به كار گروهي و روابط بين بنگاهي، آشنا ساختن
ايشان با مزاياي كار جمعي و تجميع هزينه ها، صرفه هاي مقياس، و در يك كلام فرهنگ
سازي در راستاي ترويج كار جمعي.
6)تصويب و اجراي
قوانين لازم، و انجام اقدامات ترويجي و حمايتي و تشويقي براي افزايش همكاري هاي
بين بنگاهي مانند همكاري هاي كنسرسيوم خريد، فروش با نام تجاري مشترك، خدمات پس از
فروش مشترك، تشكيل خوشه ها، تحقيق و توسعه، سرمايه گذاري مشترك براي تهيه و توليد
با فناوري هاي جديد توليد، و ...
7)استفاده از
پتانسيل و تجربه انجمن صنفي و برخي بنگاه ها در افزايش همكاريها خصوصاً در زمينه
طراحي و مهندسي كه برخي بنگاه ها براي ارائه آن و برخي ديگر براي دريافت آن اظهار
تمايل نموده اند.
البته پيشنهاد مي شود با توجه به اينكه دولت نمي
تواند به تنهايي عهده دار همه امور شود، نقش هاي غير حكومتي خود را در اين زمينه واگذار
كرده و از نيروهاي خارج از بدنه خود به منظور پياده سازي سياست هاي خود با نگاه
زنجيره اي بهره گيرد. نوشته شده توسط فكور در سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388 ساعت 14:14 | لینک ثابت |
در بررسي
وضعيت صنعت ماشين سازي پليمري در استان تهران، بار ديگر به گزاره اي رسيديم كه
بارها در زمينه هاي مختلف و از افراد مختلف درموقعيت هاي مختلف شنيده بوديم: «ما
ايراني ها در كار گروهي ضعيف هستيم».
ادامه مطلب نوشته شده توسط فكور در یکشنبه یکم آذر 1388 ساعت 21:54 | لینک ثابت |
از جمله دغدغه هاي هميشگي صنايع مختلف و از مهم ترين حلقه ها در زنجيره توليد هر صنعت، مواد اوليه است. و اگر دست بر قضا توليد و قيمت گذاري و توزيع آن بر عهده دولت باشد، احتمالاً شكوايه هايي هم با آن همراه است. مواد اوليه صنايع مادر يا صنايع مياني نقش مهمي در قيمت تمام شده و رقابت پذيري محصول نهايي همان صنايع و صنايع مصرفي بعدي خواهند داشت و از مواردي است كه اثر حمايت يا عدم حمايت دولت در آن كاملاً مشهود خواهد بود. از جمله حمايت هاي مهم دولت در بخش مواد اوليه، حمايت از ماده اوليه فولاد در صنايع وابسته به آن مانند ماشين سازي است، خصوصاً كه كشوري غني از ذخاير هستيم و اين امر خود، توقعاتي را در صنعتگران ايجاد مي كند. ولي آنچه امروز بخشي از مثنوي بلند گلايه هاي صنعتگران را تشكيل داده، ارائه اين ماده حياتي صنعت به قيمت جهاني به مشتري داخلي است. اين امر آنقدر براي صنعتگران آن قدر عجيب و دلسردكننده و نامأنوس است كه -با همراهي ساير مشكلات- آنها را از دولت و البته پيش و بيش از آن از توليد نااميد كرده است و فكر مي كنند دولت بيشتر از چين و خريداران خارجي حمايت مي كند تا توليد كننده داخلي. البته شايد سياست فعلي اين گونه است كه ضرر ناشي از توليد با بهره وري پايين و حضور در بازار جهاني را با فروش آزاد آن در داخل كه هزينه هايي كمتر دارد جبران كنند.
نكته اينجاست كه اگر ما در تعيين سياست هاي ماده اوليه اي مثل فولاد -كه وابستگي و قوام صنعت به آن أظهر من الشمس است- مشكل داريم، حتماً بايد با عجله، وسواس، و صد البته با همت و دقت بيش از پيش به مقوله سياست گذاري صنعتي نگاهي جامع بياندازيم و با در نظر گرفتن كليه عوامل مؤثر بر هر تغيير و متأثر از هر تغيير، هر مشكلي را يك بار براي هميشه -با اشراف كامل برتمام تغييرات متقدم و متأخر اقدام خود- رفع كنيم، وگرنه هميشه بايد پس از اعمال سياست حمايتي از يك بخش، چيني بخشي ديگر را كه بر اثر آن سياست شكسته است، بند بزنيم؛ البته اگر هنوز چيني سازي مانده باشد.
نوشته شده توسط فكور در شنبه بیست و سوم آبان 1388 ساعت 23:50 | لینک ثابت |
از مهم ترين قوانيني كه نقش بارزي در پشتيباني از
توليد داخلي در صنايع مختلف دارد، «قوانين گمركي» و مهم تر از آن «نحوه نظارت بر
اجرا»ي آن است. به طور مثال آنچه امروزه صنعت ماشين آلات پليمري را به واردات 70
درصدي رسانده است، نبود نظارت كافي بر اجراي دقيق بندها و تبصره هايي است كه براي واردات
موارد خاص در قوانين گمركي ما وجود دارد ولي متولي اجراي آن علم تشخيص موارد خاص
را ندارد، به گونه اي كه تنها با يك برگه مشخصات كالا مي توان ماشين 50 تني را به
جاي ماشين 500 تني -باوجود اختلاف فاحش ابعاد اين ماشين آلات- وارد در موارد خاص
كرد، تعرفه گمركي را از %25 به %4 رساند، و ماشين را با قيمت بسيار پايين و سود
بسيار بالا وارد كشور كرد. و همراه با اين واردات، بيكاري و ورشكستگي صنعتگران و
... را وارد كشور كرد. در حالي كه قانون، موارد خاص را مربوط به دستگاه هايي مي
داند كه امكان توليد در داخل را ندارند و از سوي دانشگاه يا صنعتگران به منظور
انتقال تكنولوژي وارد مي شوند.
راه حلي كه هم مي تواند اين مشكلات را حل كند و هم در
راستاي روند خصوصي سازي و كاهش تصدي گري دولت است، سپردن كار تأييد موارد خاص به
دست اتحاديه ها و انجمن هاي صنفي است. زيرا از طرفي دلسوزي بيشتري نسبت به صنعت
خود دارند و در صورت كم كاري و مسامحه با اعتراض اعضاي خود مواجه مي شوند، و از
سوي ديگر از هزينه هاي دولت در اين بخش مي كاهد و هزينه آن متوجه بخش خصوصي خواهد
شد. ضمناً با توجه به اعلام آمادگي بسياري از اتحاديه ها و انجمن هاي صنفي، به نظر
مي رسد فرصت مغتنمي براي اعتماد به بخش خصوصي پيش آمده و مي توان با بهره گيري از
توان خدمت رساني آنها گام ديگري براي آينده بهتر صنايع كشور برداشت.
نوشته شده توسط فكور در جمعه پانزدهم آبان 1388 ساعت 16:14 | لینک ثابت |
در بررسي ميداني وضعيت صنعت ماشين آلات و تجهيزات پليمري در استان تهران (كه با توجه به تمركز ويژه اين صنعت در اين استان، نمونه اي واقعي از اين صنعت در كل كشور است)، مشكلي كه آه از نهاد كوچك و بزرگ و پير و جوان اين صنعت برآورده بود، واردات ماشين آلات از چين بود.
اين چيني هاي وارداتي (كه به رغم فولادي بودنشان بسيار شكستني هستند!) 2 مشخصه مهم براي بازار ما دارند:
1. برآوردن نيازهاي داخلي ما، حتي بيش از نمونه هاي مشابه داخلي؛ و
2. قيمت پايين تر در عين ارائه خدمات بهتر، و امكان تقسيط قيمت ماشين!
جالب اين است كه حتي اكثر خريداران اين ماشين ها -كه در بازار ما بسيار محبوب شده اند- مي دانند كه اين چيني ها همه چيز دارند به جز يك چيز (كه ظاهراً در بازار داخل اهميت چنداني ندارد)، يعني «كيفيت»! زيرا هنوز يك سال از كار آنها نمي گذرد كه نياز به تعميرات اساسي و تعويض قسمت هاي اصلي پيدا مي كنند.
آنچه چين در بازار ايران با تمام وجود درك كرده و به كار بسته، حقيقت «قيمت محور بودن بازار ايران» است. واقعيتي كه در صورت عدم بررسي و واكاوي، و سهلانگاري در ريشه يابي و برنامه ريزي واقعي براي رفع آن، ممكن است سرنوشت تمام صنايع ايران را به سرنوشت ماشين سازي بدل كند، چنان كه اكنون پدران اين صنعت حاضر شده اند فرزند خود را بر زمين بگذارند و به سرپرستي و قيمومت فرزندان چين روي آورند!
نوشته شده توسط فكور در جمعه هشتم آبان 1388 ساعت 23:3 | لینک ثابت |